cut - off with a shiling معنی فارسی از ارث محروم کردن واژههای دیگر با معنی «از ارث محروم کردن» abdicated واگذار کردن، تفويض کردن، محروم کردن (از ارث) abdicates واگذار کردن، تفويض کردن، محروم کردن (از ارث) abdicating واگذار کردن، تفويض کردن، محروم کردن (از ارث) abdicator واگذار کردن، تفويض کردن، محروم کردن (از ارث) abdicate واگذار كردن، تفويض كردن، ترك گفتن