cutlet
UKkʌtlit
معنی فارسی
کتلت ، گوشت قيمه شده وسرخ کرده
معنی کامل و مثالها
/kut´lit/n.
● (خوراکپزی)
● کتلت، شامی
● استیک
تعریف انگلیسی
noun
- thin slice of meat (especially veal) usually fried or broiled