دیکشنری فارسی

cypress (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/sī´prǝs/adj., n.

● (گیاه‌شناسی) زربین، سرو (جنس Cupressus)

● وابسته به تیره‌ی سرویان (Cupressaceae)، سروی، سرویانی

● چوب سرو

● سرشاخه‌های درخت سرو (که نماد سوگواری است)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن