دیکشنری فارسی

débridement

معنی کامل و مثال‌ها

/di brēd´ mǝnt/n.

● (جراحی - برداشتن بافت‌های مرده یا آلوده و مواد خارجی زخم برای جلوگیری از عفونت) انگل بری

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن