déjà vu
معنی کامل و مثالها
/dā zhå vü´/
● (فرانسه = قبلا دیده شده) آشناپنداری (احساس تجربه یا آشنایی قبلی با شخص یا مکان جدید)
as I entered the room, I had a feeling of deja vu
وارد اتاق که شدم احساس کردم قبلا آنجا بودهام.
/dā zhå vü´/
● (فرانسه = قبلا دیده شده) آشناپنداری (احساس تجربه یا آشنایی قبلی با شخص یا مکان جدید)
as I entered the room, I had a feeling of deja vu
وارد اتاق که شدم احساس کردم قبلا آنجا بودهام.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن