دیکشنری فارسی

dactylo-

معنی کامل و مثال‌ها

/dak´tǝ lō´, dak til´ǝ/

● پیشوند:

● انگشت، شست، رقم [dactylology]

● اثرانگشت نگاری، انگشت نگاره [dactylography] (پیش از حرف صدادار: dacty-)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن