دیکشنری فارسی

daemon

معنی فارسی

ديمون ديو روان نيروي الهامبخش روح قريحه

معنی کامل و مثال‌ها

/dē´mǝn/n.

● (اسطوره‌ی یونان) دیمون (موجوداتی که مانند فرشته‌ها در مذاهب امروزی مقامی بین خدایان و انسان‌ها داشتند)

● دیو (بیشتر demon می‌نویسند)

● روان، نیروی الهام‌بخش، روح، قریحه

● فرشته‌ی محافظ هر شخص

ریشه و کاربرد

ریشه

From Latin 'daemon', from Ancient Greek 'daimon'.

مثال

  • In ancient Greek belief, a daemon was a guiding spirit.
  • The writer claimed his daemon was the source of his inspiration.
  • The concept of a daemon is often used in literature to represent an inner voice or guiding force.

ترکیب‌های رایج

Guiding daemon Inner daemon Daemon process

تعریف انگلیسی

noun
  1. an evil supernatural being
  2. a person who is part mortal and part god

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن