دیکشنری فارسی

dag

USdæg

معنی فارسی

آويختگي، آويزاني

رجوع شود به daglock

معنی کامل و مثال‌ها

/dag/n.

● (مهجور) آویختگی، آویزانی (مثلا آویزان بودن بخشی از جامه)

● رجوع شود به: daglock

ریشه و کاربرد

ریشه

From Middle English 'dagge' meaning 'a hanging end or shred'.

مثال

  • He's a bit of a dag but we love him.
  • The sheep had dags hanging from its wool.
  • She called him a dag in a friendly manner.

ترکیب‌های رایج

Bit of a dag Daggy clothes

تعریف انگلیسی

noun
  1. 10 grams
  2. a flap along the edge of a garment; used in medieval clothing

واژه‌های دیگر با معنی «آويختگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن