daggle
معنی فارسی
در خاک و گل کشيدن، گلي کردن
معنی کامل و مثالها
/dag´ǝl/vt., vi.
● (محلی) در خاک و گل کشیدن، گلی کردن
مترادفها
verb active
Draggle, bemire, befoul, soil, dirty.
در خاک و گل کشيدن، گلي کردن
/dag´ǝl/vt., vi.
● (محلی) در خاک و گل کشیدن، گلی کردن
verb active
Draggle, bemire, befoul, soil, dirty.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن