دیکشنری فارسی

dailiness

معنی فارسی

روزمرگي عادي بودن هرروزگي

معنی کامل و مثال‌ها

/dā´lē nǝs, -li-/n.

روزمرگی، عادی بودن، هرروزگی

he could not endure the dailiness of marriage

او تاب یکنواختی زناشویی را نداشت.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن