dailiness
معنی فارسی
روزمرگي عادي بودن هرروزگي
معنی کامل و مثالها
/dā´lē nǝs, -li-/n.
● روزمرگی، عادی بودن، هرروزگی
he could not endure the dailiness of marriage
او تاب یکنواختی زناشویی را نداشت.
روزمرگي عادي بودن هرروزگي
/dā´lē nǝs, -li-/n.
● روزمرگی، عادی بودن، هرروزگی
he could not endure the dailiness of marriage
او تاب یکنواختی زناشویی را نداشت.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن