دیکشنری فارسی

dairy

UKdɛəriː US'derı

معنی فارسی

لبن?ات کره سازي شيربندي شيرخانه ماست بندي دکان شيرفروشي

معنی کامل و مثال‌ها

/der´ē/n., pl.

● (اتاق یا ساختمانی که در آن شیر نگهداری می‌شود و پنیر و کره و غیره می‌سازند) کارخانه‌ی شیر پاستوریزه، کارخانه‌ی لبنیات‌سازی

● رجوع شود به: dairy farm

● مغازه‌ی لبنیات فروشی، دکان لبنیاتی

● لبنیات، شیرفرورد، شیری

dairy products

محصولات لبنیاتی، شیرفروردگان

ریشه و کاربرد

ریشه

From Middle English deierie, from deie (maid) + -erie (place for).

مثال

  • The dairy is located on the outskirts of the town.
  • Dairy products are a good source of calcium.
  • She works at a local dairy.

ترکیب‌های رایج

Dairy products Dairy industry Dairy farming Dairy-free

تعریف انگلیسی

noun
  1. a farm where dairy products are produced

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن