دیکشنری فارسی

damnatory

معنی فارسی

لعنت اميز مايه محکوميت

معنی کامل و مثال‌ها

/dam´nǝ tôr´ē/adj.

● لعنت‌آمیز، لعن‌آفرین، ملعون کننده، به شور آور، گجسته

● محکوم کننده

damnatory evidence

شواهد و مدارک محکوم کننده

تعریف انگلیسی

adjective
  1. threatening with damnation

مترادف‌ها

adjective
Condemnatory.

واژه‌های دیگر با معنی «لعنت اميز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن