damnatory
معنی فارسی
لعنت اميز مايه محکوميت
معنی کامل و مثالها
/dam´nǝ tôr´ē/adj.
● لعنتآمیز، لعنآفرین، ملعون کننده، به شور آور، گجسته
● محکوم کننده
damnatory evidence
شواهد و مدارک محکوم کننده
تعریف انگلیسی
adjective
- threatening with damnation
مترادفها
adjective
Condemnatory.