دیکشنری فارسی

dashboard

UKdæʃbɔːd US'dæʃ'bɔ:d

معنی فارسی

داشبورد

معنی کامل و مثال‌ها

/dash´bôrd´/n.

● (در اصل) دیواره‌ی شیشه‌ای و (غیره) در جلوی قایق موتوری برای جلوگیری از پاشیده شدن آب به درون، دیواره یا پرده‌ی طرفین کالسکه و غیره برای جلوگیری از ریزش گل و آب به درون

● (اتومبیل) داشبرد، داشبورد

تعریف انگلیسی

noun
  1. protective covering consisting of a panel to protect people from the splashing water or mud etc.
  2. instrument panel on an automobile or airplane containing dials and controls

واژه‌های دیگر با معنی «داشبورد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن