data cell معنی فارسی سلول سلول داده واژههای دیگر با معنی «سلول» cellulose سلول غار، قسمت جامد گياهان cellulated سلول دار، خانه خانه cellulous سلول دار، سلولي half-cell نيم سلول unit cell سلول واحد، کوچکترين چندوجهي را که با، يک دستگاه مختصات سه محوري بتوان نشان داد gametangium سلول جنسي، سلول يا عضو سازنده سلول جنسي. active cell سلول فعال، سل فعال، خانه کاري gamete سلول جنسي، سلول قابل تلقيح cellule سلول کوچک، حجره کوچک scarlet sage سلول اتشي، مريم سرخ.