dated
UKdeitid
US'deıtıd
معنی فارسی
مورخ بتاريخ تاريخ دار
معنی کامل و مثالها
/dāt´id/adj.
● تاریخدار، دارای زمان مشخص
separate the dated letters from the undated ones
نامههای تاریخدار را از نامههای بیتاریخ جدا کن.
● کهنه، از مد افتاده، منسوخ، ناباب
his style is outdated
سبک او باب روز نیست.
تعریف انگلیسی
adjective
- marked by features of the immediate and usually discounted past