دیکشنری فارسی

dated

UKdeitid US'deıtıd

معنی فارسی

مورخ بتاريخ تاريخ دار

معنی کامل و مثال‌ها

/dāt´id/adj.

● تاریخ‌دار، دارای زمان مشخص

separate the dated letters from the undated ones

نامه‌های تاریخ‌دار را از نامه‌های بی‌تاریخ جدا کن.

● کهنه، از مد افتاده، منسوخ، ناباب

his style is outdated

سبک او باب روز نیست.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. marked by features of the immediate and usually discounted past

واژه‌های دیگر با معنی «مورخ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن