دیکشنری فارسی

dato or datto

معنی کامل و مثال‌ها

/dä´tō/n., pl.

● (در میان قبایل مورو در کشور فیلیپین) رییس قبیله، سرقبیله

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن