دیکشنری فارسی

datum

US'dætəm

معنی فارسی

چيزمغروض فرض ماخذ

معنی کامل و مثال‌ها

/dāt´ǝm, dat´-; dä´tǝm/n.,pl.

● (صورت مفرد واژه‌ی: data) داده

● خط مبنا، خط معیار، (ناوبری) خط پایه (datum plane هم می‌گویند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. an item of factual information derived from measurement or research

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن