دیکشنری فارسی

daughter board

معنی فارسی

يک برد مدار که روي برد اصلي نصب مي شود

واژه‌های دیگر با معنی «يک برد مدار که روي برد اصلي نصب مي شود»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن