دیکشنری فارسی

daughterly

UKdɔːtəliː

معنی فارسی

دختروار دخترانه

معنی کامل و مثال‌ها

/-lē/adj.

● (وابسته به فرزند مونث) دختروار، دخترانه، دختری، دخت‌وار

daughterly duties

وظایف دخترانه (نسبت به والدین)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. befitting a daughter “daughterly affection”

واژه‌های دیگر با معنی «دختروار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن