دیکشنری فارسی

davenport

UKdævnpɔːt US'dævən'pɔ:t

معنی فارسی

ميزاتحريرظريف

معنی کامل و مثال‌ها

/dav´ǝn pôrt´/n.

● کاناپه (که معمولا باز شده و تبدیل به تخت می‌شود)، نیمکت تختی

● (انگلیس) میز تحریر، میزنگارش، میزکار

تعریف انگلیسی

noun
  1. a small decorative writing desk
  2. a large sofa usually convertible into a bed
noun
  1. a city in eastern Iowa on the Mississippi River across from Moline and Rock Island

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن