day a day معنی فارسی هر روز روزبروز روي هم رفته با اين همه واژههای دیگر با معنی «هر روز» d. after d. هر روز، همه روزه everyday هر روز everady هر روز. q.d. مخفف ( quaque die) بمعني هر روز. analemma سنجه اي که درجه ي تمايل خورشيد در هر روز، سال، را حساب ميکند d. by d. روز بروز، هر روز octave روز هشتم عيد، برابر عيد، هشت بيتي day by day روزانه، روز به روز، هر روزه