دیکشنری فارسی

daydream

UKdeidriːm US'deıd'ri:m

معنی فارسی

خيال باطل، افکار پوچ، خيال باطل کردن.

خواب و خيال، رويا، تيناب، خيالپردازي،

نقشه ي خيالي

فکر پوچ يا غيرعملي، وهم

معنی کامل و مثال‌ها

/-drēm´/n., vi.

به خواب و خیال فرو رفتن، خیال پردازی کردن

when I was young, I used to daydream about becoming a pilot

در جوانی درباره‌ی خلبان شدن خیال‌پردازی می‌کردم.

خواب و خیال، رویا، تیناب، خیال‌پردازی، نقشه‌ی خیالی

his daydream has always been to become rich and famous

خواب و خیال او همیشه این بوده است که معروف و پول‌دار بشود.

فکر پوچ یا غیرعملی، وهم

تعریف انگلیسی

verb
  1. have a daydream; indulge in a fantasy “Verb Frames:” “Somebody ----s” “Somebody ----s PP” “Somebody ----s that CLAUSE”
  2. have dreamlike musings or fantasies while awake “She looked out the window, daydreaming” “Verb Frames:” “Somebody ----s”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن