دیکشنری فارسی

daylight

UKdeilait US'deı'laıt

معنی فارسی

روشني روز روزروشن فاصله عالم اشکار

معنی کامل و مثال‌ها

/dā´līt´/n.

● روشنایی روز، نور خورشید

the color of this cloth looks lighter in daylight

رنگ این پارچه در روشنایی روشن‌تر به نظر می‌رسد.

in summertime there are two more hours of daylight

در تابستان روشنایی دو ساعت بیشتر است.

there is still enough daylight to read a newspaper by

هنوز آنقدر روشنایی روز هست که بتوان روزنامه خواند.

● پگاه، برآمدن خورشید، سپیده‌دم، فجر، سحر، طلوع خورشید

we left the harbour three hours before daylight

سه ساعت پیش از طلوع خورشید بندرگاه را ترک کردیم.

● (مجازی) پایان (کار یا دردسر)

we have suffered much hardship, but I see daylight ahead

خیلی سختی کشیده‌ایم ولی من آینده را روشن می‌بینم.

* broad daylight

1- روز روشن

the robbery was committed in broad daylight

دزدی در روز روشن انجام شد.

2- آشکار

* daylight robbery

(عامیانه - بیشتر در مورد رستوران و غیره ) دزدی سرگردنه

* knock (or beat) the living daylights out of someone

(عامیانه) حسابی کتک زدن، لت و پار کردن

* scare the living daylight out of someone

حسابی ترساندن، زهره‌ی کسی را آب کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. the time after sunrise and before sunset while it is light outside “the dawn turned night into day” “it is easier to make the repairs in the daytime”
  2. light during the daytime

مترادف‌ها

noun
Sunlight, sunshine, day, light of day, light of heaven.

واژه‌های دیگر با معنی «روشني روز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن