dazzlement معنی فارسی خيرگي خيره سازي واژههای دیگر با معنی «خيرگي» gapeseed مايه حيرت و خيرگي، نگاه خيره . glaringness دريدگي، خيرگي، گستاخي dimness تيرگي، تاري، خيرگي daze گيج کردن، خيره کردن، گيجي dazedly گيج کردن، خيره کردن، گيجي