دیکشنری فارسی

de-

معنی کامل و مثال‌ها

/dē, di, dǝ/

● پیشوند:

● سوا از، جدا شده از، دور از [derail]

● پایین، فرو [decline]

● کاملا، تماما [defunct]

● معکوس عمل کردن، (کار چیزی را) وارونه کردن، کرده را خنثی کردن [defrost]

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن