دیکشنری فارسی

de-ice

معنی کامل و مثال‌ها

/dē īs´/vt.

● (آب کردن یخ) یخ آب‌سازی کردن، یخ‌زدایی کردن

to de-ice an engine

موتور را یخ‌زدایی کردن

* de-icer, n.

یخ‌زدا، یخ آبکن

تعریف انگلیسی

verb
  1. make or become free of frost or ice “Defrost the car window” “Something ----s” “Somebody ----s something” “Something ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن