deaconry معنی فارسی شماس گماشته خيرات واژههای دیگر با معنی «شماس» deacon شماس، گماشته خيرات sacristan شماس، متولي subdeacon معاون شماس، معاون گماشته روحاني، معاون خادم subdiaconate مقام يا وظايف معاون شماس يا کشيش ميان پايه priest کشيش، شماس، کاهن