دیکشنری فارسی

dead center

معنی فارسی

نقطه مرگ

معنی کامل و مثال‌ها

● (مکانیک) درست در مرکز

bottom dead center

نقطه‌ی مرگ پایین

top dead center

نقطه‌ی مرگ بالا

● (در ماشین تراش و غیره) مرکز مرده (بخش غیرمتحرک در وسط)

● درست در وسط، راستین میان (مرکز واقعی و دقیقا تعیین شده)

تعریف انگلیسی

noun
  1. the position of a crank when it is in line with the connecting rod and not exerting torque

واژه‌های دیگر با معنی «نقطه مرگ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن