دیکشنری فارسی

dead end

UKdedənd

معنی فارسی

اخر خط فرعي راه اهن

معنی کامل و مثال‌ها

(کوچه و خیابان) بن بست

she lives on a dead end alley

او در یک کوی بن‌بست زندگی می‌کند.

(مجازی) بن‌بست، امپاس، بدون مفر، بی‌فرار

to reach a dead end

به بن‌بست رسیدن

تعریف انگلیسی

noun
  1. a passage with access only at one end
  2. a situation in which no progress can be made or no advancement is possible “reached an impasse on the negotiations”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن