deadbeat
UKdedbiːt
US'ded'bi:t
معنی فارسی
زدن ضربه بدون برگشت وعکسالعمل،
داراي سکون.
بد حساب، از زيرش در رو، کوتاهي کننده
آدم تنبل و بيکاره
معنی کامل و مثالها
/-bēt´/adj.
● (مکانیک - ساعت و غیره) بینوسان، بیضربه، بیبازگشت، بیجنبش
deadbeat instrument
ابزار کمنوسان
● (خودمانی - کسی که در پرداخت دیون خود کوتاهی میکند) بد حساب، از زیرش در رو، کوتاهی کننده
● آدم تنبل و بیکاره