دیکشنری فارسی

deadbeat

UKdedbiːt US'ded'bi:t

معنی فارسی

زدن ضربه بدون برگشت وعکسالعمل،

داراي سکون.

بد حساب، از زيرش در رو، کوتاهي کننده

آدم تنبل و بيکاره

معنی کامل و مثال‌ها

/-bēt´/adj.

● (مکانیک - ساعت و غیره) بی‌نوسان، بی‌ضربه، بی‌بازگشت، بی‌جنبش

deadbeat instrument

ابزار کم‌نوسان

● (خودمانی - کسی که در پرداخت دیون خود کوتاهی می‌کند) بد حساب، از زیرش در رو، کوتاهی کننده

● آدم تنبل و بیکاره

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone who fails to meet a financial obligation

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن