deadhead
معنی فارسی
تماشاگرمفت مسافرمجاني
معنی کامل و مثالها
/-hed´/n., vt., vi., adv.
● (امریکا)
● بیبلیط (کسی که بدون بلیط وارد ترن و سینما و غیره میشود)، دزدکی وارد شدن
● وسیلهی ترابری (اتوبوس یا کامیون) که بدون بار یا مسافر به پایانه وارد میشود، (بدون مسافر یا بار) وارد پایانه شدن، بیبار، بیمسافر
● (خودمانی) آدم احمق، آدم بیبو و خاصیت
تعریف انگلیسی
noun
- a nonenterprising person who is not paying his way “the deadheads on the payroll should be eased out as fast as possible”
- a train or bus or taxi traveling empty