دیکشنری فارسی

deadhead

معنی فارسی

تماشاگرمفت مسافرمجاني

معنی کامل و مثال‌ها

/-hed´/n., vt., vi., adv.

● (امریکا)

● بی‌بلیط (کسی که بدون بلیط وارد ترن و سینما و غیره می‌شود)، دزدکی وارد شدن

● وسیله‌ی ترابری (اتوبوس یا کامیون) که بدون بار یا مسافر به پایانه وارد می‌شود، (بدون مسافر یا بار) وارد پایانه شدن، بی‌بار، بی‌مسافر

● (خودمانی) آدم احمق، آدم بی‌بو و خاصیت

تعریف انگلیسی

noun
  1. a nonenterprising person who is not paying his way “the deadheads on the payroll should be eased out as fast as possible”
  2. a train or bus or taxi traveling empty

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن