دیکشنری فارسی

deadwood

UKdedwud US'ded'wu:d

معنی فارسی

شاخه خشکيده

معنی کامل و مثال‌ها

/ded´wood´/n.

● شاخ و برگ مرده (که هنوز بر درخت است)، مرده چوب

● (به ویژه در سینه و پاشنه‌ی کشتی‌های چوبی) تخته‌ی بدنه

● (آدم یا چیز) بی‌فایده و مزاحم، ناکارا، به درد نخور

deadwood professors must be gotten rid of

باید از شر استادان بی‌خاصیت خلاص شد.

تعریف انگلیسی

noun
  1. a branch or a part of a tree that is dead
  2. someone or something that is unwanted and unneeded

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن