دیکشنری فارسی

death warrant

معنی فارسی

حکم اعدام.

معنی کامل و مثال‌ها

● حکم اعدام، فرمان کشتن

● هر چیز مرگ آفرین یا نابود ساز، ویرانگر، حکم مرگ (به حکم اعدامی که از سوی قاضی و دادگاه صادر شود بیشتر می‌گویند: death sentence)

this new tax will be a death warrant for small businesses

این مالیات جدید برای شرکت‌های کوچک در حکم مرگ است.

* signing one's own death warrant

فرمان قتل خود را امضا کردن

chain smoking is like signing your own death warrant

سیگار کشیدن زنجیری (بدون وقفه) همانند امضای حکم اعدام خویشتن است.

تعریف انگلیسی

noun
  1. a warrant to execute the death sentence

واژه‌های دیگر با معنی «حکم اعدام.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن