دیکشنری فارسی

deathblow

UKdeθblou

معنی فارسی

ضربت مهلک.

معنی کامل و مثال‌ها

/-blō´/n.

● ضربه‌ی مرگبار، ضربه‌ی مهلک

the deathblow had struck him on the forehead

ضربه‌ی مهلک به پیشانی او وارد شده بود.

● (مجازی - هر خبر یا رویداد یا چیز کشنده) مرگبار، کشنده، مهلک، کاری

his resignation was a deathblow to the company

استعفای او برای شرکت ضربه‌ی مهلکی بود.

* deal a deathblow to

ضربه‌ی کاری وارد آوردن به، ضربه‌ی مهلک زدن به

تعریف انگلیسی

noun
  1. the blow that kills (usually mercifully)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن