deathwatch
UKdɑːθwɔtʃ
US'deθ'wɔtʃ
معنی فارسی
شب زنده داري کنار بستر شخص در حال مرگ يا
تازه مرده
پاسدار محکوم به اعدام، پاسدار اعداميها
سوسک مرگ
معنی کامل و مثالها
/deth´wäch´/n.
● شب زندهداری کنار بستر شخص در حال مرگ یا تازه مرده
● پاسدار محکوم (یا محکومان) به اعدام، پاسدار اعدامیها
● (حشرهشناسی) سوسک مرگ (از تیرهی Anobiidae که سوسکهای چوب کاو میباشند و هنگام خوردن چوب صدایی ایجاد میکنند که در نظر خرافاتیها نشانهی مرگ کسی است)
تعریف انگلیسی
noun
- minute wingless psocopterous insects injurious to books and papers
- bores through wood making a ticking sound popularly thought to presage death