دیکشنری فارسی

debouch

معنی فارسی

بيرون امدن (ازتنگنا) سردراوردن

معنی کامل و مثال‌ها

/dē bōōsh´, di-/vi, n.

(ارتش - از جای محصور یا تنگ و باریک به دشت یا پهنه وارد شدن) برون گستری کردن

جلو آمدن، پیش‌رفتن، نمایان شدن

رجوع شود به: debouche

تعریف انگلیسی

verb
  1. march out (as from a defile) into open ground “The regiments debouched from the valley” “Verb Frames:” “Something ----s” “Somebody ----s” “Somebody ----s PP”
  2. pass out or emerge; especially of rivers “The tributary debouched into the big river” “Verb Frames:” “Something ----s”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن