debouchure معنی فارسی مخرج معبر مفر. واژههای دیگر با معنی «مخرج» denominator مخرج، نام گذارنده complex fraction مخرج مشترک، برخه مشترک. common denominator مخرج مشترک. common fraction مخرج مشترک. improper fraction کسري که صورت ان بزرگتر از مخرج باشد. vomitory رجوع شود به emetic، مخرج، برونريزگاه outlet در رو، جاي در رو، مخرج orifice سوراخ، ثقبه، دهانه vent منفذ، منفس، سوراخ