دیکشنری فارسی

debriefing

USdıb'ri:fıŋ

معنی فارسی

پسش اطلاعات کسب شده بوسيله کشتي يا

هواپيما ، توجيه و بازپرسي از خلبانان

بعد از شناسايي

تعریف انگلیسی

noun
  1. report of a mission or task

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن