debris or débris
معنی کامل و مثالها
/dǝ brē´; dā´brē´/n., pl.
● (آنچه که پس از خرابی ساختمان باقی میماند) آوار
five bodies were pulled from the debris
پنج جسد از زیر آوار درآورده شد.
● (آشغال و خاکروبه و چیزهای خردهریز) آت و آشغال، واریزه
● فروگذاشت (قطعات سنگ که توسط یخرود glacier به صورت توده بهجا گذاشته میشود)، واریزهی یخ رود