debug
معنی فارسی
برطرف کردن اشکال گرفتن پارازيت
معنی کامل و مثالها
/dē bug´,de´-/vt.
● حشره زدایی کردن
● (برنامهی کامپیوتر و غیره ـ یافتن و از بین بردن عیوب و خطاها و اجزای خراب) عیب زدایی کردن، اشکال زدایی کردن
● (یافتن و از بین بردن وسایل پنهانی استراق سمع) شنودگر زدایی کردن
تعریف انگلیسی
verb
- locate and correct errors in a computer program code “debug this program” “Somebody ----s something”