دیکشنری فارسی

debug

معنی فارسی

برطرف کردن اشکال گرفتن پارازيت

معنی کامل و مثال‌ها

/dē bug´,de´-/vt.

● حشره زدایی کردن

● (برنامه‌ی کامپیوتر و غیره ـ یافتن و از بین بردن عیوب و خطاها و اجزای خراب) عیب زدایی کردن، اشکال زدایی کردن

● (یافتن و از بین بردن وسایل پنهانی استراق سمع) شنودگر زدایی کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. locate and correct errors in a computer program code “debug this program” “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن