دیکشنری فارسی

debunk

USdı'bʌŋk

معنی فارسی

احساسات غلط و پوچ را از کسي دور کردن ،

کسي را اگاه و هدايت کردن ، کم ارزش کردن.

معنی کامل و مثال‌ها

/dē buŋk´, dē´-/vt.

(ادعاهای دروغین یا کاستی‌ها و غیره را) لودادن، رو کردن، پرده گشایی کردن

he spent his life debunking communism

او عمر خود را صرف پرده‌برداری عیوب کمونیسم کرد.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن