دیکشنری فارسی

debutant

UKdebjuːtɑːnt

معنی فارسی

تازه کار (دربازي ياسخن راني يادخول بجامعه)

معنی کامل و مثال‌ها

/deb´yōō tänt´/n.

● (کسی که کاری را برای نخستین بار آغاز می‌کند) آغازگر، آغاز کننده، پیش‌نما

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن