دیکشنری فارسی

debutante

UKdebjuːtɑːntiː US'debjə'tɔnt

معنی فارسی

پيشنماگر پيشنما

معنی کامل و مثال‌ها

/deb´yōō tänt´,-tant´/n.

● (دختر دم بخت که برای نخستین بار در مجامع ظاهر و معرفی می‌شود) پیش‌نماگر، پیش‌نما

تعریف انگلیسی

noun
  1. a young woman making her debut into society

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن