debutante
UKdebjuːtɑːntiː
US'debjə'tɔnt
معنی فارسی
پيشنماگر پيشنما
معنی کامل و مثالها
/deb´yōō tänt´,-tant´/n.
● (دختر دم بخت که برای نخستین بار در مجامع ظاهر و معرفی میشود) پیشنماگر، پیشنما
تعریف انگلیسی
noun
- a young woman making her debut into society