دیکشنری فارسی

decade

UKdekeid USde'keıd

معنی فارسی

ده تا (ازهرچيز) مدت ده سال دهه

معنی کامل و مثال‌ها

/dek´ād´; dek´ǝd/n.

● گروه ده تایی، ده، ده عددی

● ده سال، دهه

the present decade

دهه‌ی کنونی

the decade of the eighties was good for the American economy

دهه‌ی (سال‌های) هشتاد برای اقتصاد امریکا خوب بود.

● (تسبیح کشیشان و راهبه‌ها) یک بخش تسبیح (که شامل یک دانه‌ی بزرگ و ده دانه‌ی کوچک است)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a period of 10 years
  2. the cardinal number that is the sum of nine and one; the base of the decimal system

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن