دیکشنری فارسی

decant

معنی فارسی

ظرف بظرف کردن درتنگ ريختن اهسته خالي کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/dē kant´, di-/vt.

● ریختن (آهسته به طوری که ته‌نشین شراب یا سرکه و غیره تکان نخورد)

● (شراب و سرکه و غیره که درب دارند) از خمره یا خم به تنگ یا بطری ریختن، از بطری در ساغر ریختن

she decanted some red wine

او قدری شراب قرمز (در لیوان) ریخت.

تعریف انگلیسی

verb
  1. pour out “the sommelier decanted the wines” “Somebody ----s something” “Somebody ----s something PP”

مترادف‌ها

verb active
Pour off.

واژه‌های دیگر با معنی «ظرف بظرف کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن