decant
معنی فارسی
ظرف بظرف کردن درتنگ ريختن اهسته خالي کردن
معنی کامل و مثالها
/dē kant´, di-/vt.
● ریختن (آهسته به طوری که تهنشین شراب یا سرکه و غیره تکان نخورد)
● (شراب و سرکه و غیره که درب دارند) از خمره یا خم به تنگ یا بطری ریختن، از بطری در ساغر ریختن
she decanted some red wine
او قدری شراب قرمز (در لیوان) ریخت.
تعریف انگلیسی
verb
- pour out “the sommelier decanted the wines” “Somebody ----s something” “Somebody ----s something PP”
مترادفها
verb active
Pour off.