decemvir
معنی فارسی
عضو دسته ده تني که اختيارحکومت و قانون
گذاري بايشان داده شده بود
معنی کامل و مثالها
/dē sem´vir´/n., pl.
● (روم باستان) هریک از ده قاضی شورای عالی قضایی
● عضو هر گروه ده نفری (به ویژه اگر قدرت داشته باشد)
عضو دسته ده تني که اختيارحکومت و قانون
گذاري بايشان داده شده بود
/dē sem´vir´/n., pl.
● (روم باستان) هریک از ده قاضی شورای عالی قضایی
● عضو هر گروه ده نفری (به ویژه اگر قدرت داشته باشد)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن