دیکشنری فارسی

decennial

USdə'senıəl

معنی فارسی

ده ساله ، ده سال به ده سال رخ دهنده

معنی کامل و مثال‌ها

/dē sen´ē ǝl/adj., n.

● ده سال یکبار

● (آنچه که ده سال طول کشد) ده ساله

● جشن دهساله، بزرگداشت دهساله

واژه‌های دیگر با معنی «ده ساله»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن