deck (2)
معنی کامل و مثالها
/dek/vt.
● (معمولا با: out) آراستن (با جامهی خوب یا تزیینات)، تزیین کردن، پیراستن، زیباندن
the hall was decked out with flowers and flags
تالار با گل و پرچم آذین شده بود.
she had decked herself out in a yellow, tinseled dress
او خود را به لباس پولکدار زردی مزین کرده بود.
● (کشتی) عرشهدار کردن
● (قدیمی) پوشاندن