deck head معنی فارسی سقف واژههای دیگر با معنی «سقف» ceiling سقف، پوشش با اندود داخلي سقف house top سقف، بام خانه . sprag تير سقف، شمع، گوه يا تخته ي زير چرخ visible roof سقف باز، سقفي که از درون ديده شود ceiling price سقف بها، حداکثر قيمت قانوني false ceiling سقف نما، سقف کاذب overhead beam تير سقف roof beam تير سقف viga تير سقف price ceilings سقف قيمت، حداکثر قيمت