دیکشنری فارسی

declaim

معنی فارسی

سخنوري کردن فصيحانه سخن گفتن رجزخواني کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/dē klām´, di-/vi., vt.

دکلمه کردن، (از حفظ و با صدای قرا) خواندن، خوشخوانی کردن

رجزخوانی کردن، (باحرارت واحساس زیاده از حد) قرائت کردن

(با حرارت و شدت و فصاحت) مورد انتقاد قرار دادن، تاختن بر

تعریف انگلیسی

verb
  1. recite in elocution “Verb Frames:” “Somebody ----s” “Somebody ----s something”
  2. speak against in an impassioned manner “he declaimed against the wasteful ways of modern society” “Verb Frames:” “Somebody ----s somebody PP”

مترادف‌ها

verb neuter
1. Harangue, speak (rhetorically), mouth, rant, spout (colloq.).
2. Recite a speech, practise speaking.

واژه‌های دیگر با معنی «سخنوري کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن